خواجه نصير الدين الطوسي
164
آغاز و انجام ( فارسي )
مگر ديده باشى كه در باغ و راغ * بتابد بشب كرمكى چون چراغ يكى گفتش اى كرمك شب فروز * چه بودت كه بيرون نيايى بروز ببين كاتشين كرمك خاك زاد * جواب از سر روشنايى چه داد كه من روز و شب جز بصحرا نيم * ولى پيش خورشيد پيدا نيم چو سلطان عزت علم بركشد * جهان سر به جيب عدم دركشد همه هر چه هستند از آن كمترند * كه با هستيش نام هستى برند بدان كه به تجلى ذات به اسم واحد قهار كه احد است همهء كثرات منمحى مىشوند و اين تجلى قيام قيامت كبراى انسانى است ، علامهء قيصرى در شرح فص آدمى فصوص الحكم گويد : و يظهر هذا المقام - أى مقام الاحدية - للعارف عند التجلى الذاتى لتقوم قيامته الكبرى فيفنى و يفنى الخلق عند نظره ، ثم يبقى و يشاهد ربه بربه ، رزقنا اللّه و اياكم . ( ص 86 ط 1 ) . ص 53 و چون ذو النور و نور يكى شود . . . زيرا اينها احكام كثرت است چون قرب و بعد چه يكى را قرب و بعد نبود و از افاضه و استفاضه اثرى نماند . ص 53 يعنى تشبيه و تنزيه . يعنى در اول تشبيه و در دوم تنزيه چه آن كالعهن است و اين قاع صفصف فتدبر . ص 53 و استدلال بثواقب كواكب متعذر باشد . جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ ( انعام 98 ) چنان كه از انواع بوصله و ديگر وسايل راهنماى بحرى .